لاکلائو و موفه برای اشاره به بحران ها و حوادثی که هژمونی گفتمان ها را به چالش می کشند از مفهوم "بیقراری و ازجاشدگی"(dislocation) استفاده می کنند . این مفهوم تزلزل بنیادین گفتمان ها به دلیل وجود خصومت و وابستگی به غیر را گوشزد می کند . چرا که بیقراری ها حاصل رشد خصومت و ظهور غیریت و تکثر در جامعه اند و نشانه زوال هژمونی گفتمان مسلط و ناتوانی آن در تفسیر واقعیت و جذب عناصر اجتماعی محسوب می شوند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 12:29  توسط زینب صفری
|
بیشک حذف مواد 23 و 25 لایحه حمایت از خانواده در کمسیون قضایی مجلس که نتیجه پیگیری های مکرر و گسترده گروه های مختلف سیاسی وفعال زنان بود را می توان یک حرکت کم نظیر در تاریخ مبارزات زنان ایران برای احقاق حقوق خودشان به شمار آورد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:2  توسط زینب صفری
|
" ارنستو لاکلائو " و " چنتال موفه " به منظور فهم پیچیدگی های جامعه معاصر ٬ نظریه گفتمان را در چارچوب سنت مارکسیستی بازسازی کردند . نظریه گفتمان با الهام از زبان شناسی سوسور بر اهمیت زبان در بازنمایی وبازسازی جهان اجتماعی تٲکید می کند . از دیدگاه این دو ٬ گفتمان ٬ مجموعه ای از دال های (نشانه های) به هم مرتبط است که معنای خود را از مفصل بندی های گفتمانی و در تمایز با گفتمان های مخالف به دست آورده اند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 13:39  توسط زینب صفری
|
همانطور که می دانیم جامعه شناسی سیاسی به بررسی این موضوع می پردازد که سیاست ها چگونه به وسیله دیگر وقایع در جامعه شکل می گیرند و چگونه به این وقایع شکل می دهند . بدین ترتیب جامعه شناسی سیاسی به جای اینکه عرصه سیاسی و بازیگرانش را مستقل از دیگر رخدادهای یک جامعه تلقی کند این عرصه را به گونه ای تنگاتنگ با همه نهادهای اجتماعی مرتبط می بیند . با این حال جامعه شناسی سیاسی در طول ادوار گذشته بر سیاست در سطح "دولت—ملت" تمرکز نموده است . جامعه شناسی سیاسی در این پیش داوری جامعه شناسی مدرن که " جامعه " را به عنوان پدیده ای مجزا ٬ دارای انسجام درونی و خودسامان بخش که حول محور دولت—ملت سازمان یافته تلقی کرده ٬ شریک بوده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:45  توسط زینب صفری
|
برای بسیاری از ما مهم ترین دغدغه اگزیستانسیالیستی یعنی دغدغه "انتخاب" شکل و صورت خود را از دست داده و به دغدغه "انتخاب شدن" تبدیل شده است . طی این رخداد که اساسا فردیت افراد را نشانه می رود ٬ جریان هویت یابی بیش از اینکه معطوف به "خود" باشد معطوف به "دیگری" است و بیش از آنکه به فرد در قالب آنچه که هست معنا بخشد موجودیتش را تحت تٲثیر همان "دیگری" مخدوش ساخته و به بازتولید "خود" از زاویه نگاه "دیگری" می پردازد و بدینسان او را به موجودی مسخ شده و منفعل بدل می سازد . "دیگری" در اینجا میتواند هر امر واقعی و یا انتزاعی – مثلا "جنس مخالف" و یا حتی وسیع تر ٬ "نظام سرمایه داری" هنگامی که از افراد تنها به عنوان مصرف کننده و یا طعمه تبلیغاتی استفاده میکند -- که در کنش متقابل و مداوم با فرد قرار می گیرد باشد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 18:18  توسط زینب صفری
|
من و احمد تو این چند وقت گذشته حسابی سرمون شلوغ بود . به هر حال ما می خواستیم وارد فصل جدیدی از زندگیمون بشیم و این میزان دلمشغولی و دردسر براش طبیعی بود. تو این مدت باور کنین که بالای صد اتمسفر فشار رو تحمل می کردیم . البته با تجربه ترها می گن هم طبیعیه و هم قشنگ. منم باهشون موافقم . جدای از کلیت این اتفاق که فوق العاده قشنگ و خاطره انگیز بود ٬ حواشی قابل توجهی وجود داشت که اگرچه تو اون لحظه ها خیلی استرس زا و نگران کننده بودند اما الان که بهشون فکر می کنم بیشتر خنده دارن .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:22  توسط زینب صفری
|
نظریه ارتباطی هابرماس:
گفتیم که عقلانیت مورد نظر هابرماس به جای یک نظام تولیدی نوین به یک نظام هنجار بخش نوپدید و کمتر تحریف کننده می انجامد . در واقع نقطه پایان فراگرد تکاملی مورد نظر هابرماس یک جامعه عقلانی است . در اینجا عقلانیت به معنای از میان برداشتن موانعی است که ارتباط را تحریف می کنند . اما در معنای کلی تر حاکمیت نظام ارتباطی است که در آن افکار آزادانه ارائه می شوند و در برابر انتقاد حق دفاع دارند . طی این نوع استدلال است که توافق غیر تحمیلی توسعه می یابد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:20  توسط زینب صفری
|
حدود دو ماه است که از گشایش " بهشت مادران" در منطقه سید خندان (خیابان جلفا) تهران میگذرد . این عنوان بوستانی است که مخصوص بانوان ساخته شده تا زنان و دختران در آن بدون پوشش و در کمال راحتی به ورزش و تفریح و فعالیت بپردازند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 14:59  توسط زینب صفری
|
بحران مشروعیت:
همه نظام های مورد نظر هابرماس دچار بحران مشروعیت می شوند و به نحوی برای رفع آنها می کوشند . "جوامع ابتدائی" بر اساس "نظام خویشاوندی" یا "مذهب" سازمان یافته بودند که حافظ نظام اجتماعی بود . اصل سامان بخش " سرمایه داری بازار آزاد " ٬ مشروعیت اصول دموکراسی و برابری حقوقی افراد در بازار بود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:2  توسط زینب صفری
|
نظریه "شناخت" هابرماس:
مبنای نظریه شناخت هابرماس دستیابی به حقیقت رهایی بخش است . وی در این راستا دو نظریه که مدعی دستیابی به حقیقت هستند را مورد انتقاد قرار می دهد :
- نظریه پوزیتیویسم
این نظریه قائل به روش های تجربی و شیوه های علمی صرف در چارچوب قواعد علمی خاص برای دستیابی به حقیقت است .
- نظریه هرمنوتیک سنتی
این نظریه بیانگر شیوه هایی است که به وسیله آنها می توان دست به تفسیر متون گوناگون زده و از این طریق به حقیقت دست یافت .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 19:2  توسط زینب صفری
|